مردان غم دل بپرده دارند
زآن آینه زنگ خورده دارند
آگاه دلان ملک غفران
شرم از گنه نکرده دارند
چون نغمهٔ خارجم حریفان
تا چند درون پرده دارند
اطفال دیار عشق بر سر
سودای هزار مرده دارند
سودا زدگان عشق «طالب»
سرهای قدم سپرده دارند