شب دل از گلشن آسودگیم گلچین بود
هر سر موی مرا تکیه بصد بالین بود
داغ پهلو سروکاری به خس و خار نداشت
بسترم خوابگه برگ گل و نسرین بود
آنچه ز یاد نکردی مژهام بود و سرشک
و آنچه در خاطر ابرو نگذشتی چین بود
طبل شادی زنم امروز چه شهباز که دوش
همه غمهای جهان کبک و دلم شاهین بود
دوش «طالب» غزلی خواند و لبی نگشودیم
گرچه هر مصرع او قابل صد تحسین بود