سبوکشان که بغل برگشاده میتازند
دو اسبه سوی صراحی و باده میتازند
عنان بکف دم مارست رهروان ترا
چو مور درقدمت ز آن پیاده میتازند
بسرهوای تو دارند زین سبب عشاق
چو باد روی بصحرا نهاده میتازند
شنیدهاند نسیم تو شاهدان بهار
که سینه چاک و گریبان گشاده میتازند
سبک عنانی ارباب فیض را نازم
که رخش همت در گل فتاده میتازند
خراب سروقدان حریص جولانم
که از نسیم صبا هم زیاده میتازند
ز عطر جیب که مستند بلبلان «طالب»
که چون نسیم دل ازدست داده میتازند