پیش از زمان ما و تو مهر و وفا نبود
دل با دل و نگه به نگه آشنا نبود
گل بود لاله در چمن حسن عشق لیک
شبنم نقاب غنچهٔ شرم و حیا نبود
غفلت فشاند دامنت ارنی بخاصیت
این گرد آزموده کم از توتیا نبود
دوش از هجوم شمع نهالان در انجمن
پروانه را بحاشیهٔ بزم جا نبود
ناز و کرشمه بود در آئین حسن لیک
مهر و وفا ندانم یا بود یا نبود
یک شیوه حاصلم ز تو نازک ادا نشد
گویا دل شهید مرا خونبها نبود
امساک یوز رخنهٔ دیوار و در چرا
گیرم کلید باغ بدست صبا نبود
نی لعلش آتشین و نه یاقوتش آبدار
هرگز عروس گریه چنین بی صفا نبود
«طالب» چرا بخستگی هجر جان نداد
چون او مریض قابل فیض شفا نبود