چو عشق گر المی در وجود زاده شود
گل رعایت پرهیز ما زیاده شود
در آتش افکن و خاکسترش بباد افشان
بهر کلید که قفل دلت گشاده شود
سکان کوی ترا چون در آورم بخیال
ز ه گریبان در گردنم قلاده شود