طرز جویانکهروشنامه بشیرازهکشند
نقدجان در قدم یک رقم تازهکشند
نغمه سنجان خیال از خم زلف سخنم
حلقه درگوش دلشعبه وآوازهکشند
نوبر نشأهٔ مستی نکنند اهل حساب
گر حکیمانه می ناب باندازهکشند
میکشی قسمت زاهد نبود داند عقل
که درآن بزم همین طایفه خمیازهکشند