تا کی دلم بصدمهٔ نیرنگ بشکند
یاران خجل شوند و مرا رنگ بشکند
کو ناخنی که سینه دهد نغمهئی برون
کز رشک مطرب فلکی چنگ بشکند
تا یک شکن ز سنبل زلفت رقم زند
صد جای نوک خامهٔ ارژنگ بشکند
با سنگدل بشیشهٔ ما تاخت محتسب
غافل که یاد شیشهٔ ما سنگ بشکند
«طالب» ترنمی که دو کشورستان شک
در جان بلبلان خوش آهنگ بشکند