دمی که دل نشود صید دام او دم نیست
کسیکه صاحب این دم نباشد آدم نیست
نداشتم دم گرم و اسیر غم بودم
کنون که صاحب اینم شدم مراغم نیست
باعتقاد و ادب محرمانه می پویم
در آن حرم که نسیم بهار محرم نیست
باشک خویش وضو تازه میکنم «طالب»
که آب دیدهٔ من کم ز آب زمزم نیست