به مشکیبم که دلم مرد شکیبائی نیست
صبر و آرام نصیب من شیدائی نیست
روزی من همه خائیدن دل باجگر است
طوطیم لیک نصیبم بشکر خائی نیست
از دماغ دو جهان بوی جنون می آید
در زمان توسری نیست که سودائی نیست
دوستدار تو ز طعن دوجهان بی پرواست
هرکجا عشق بود بیم ز رسوائی نیست
کبک و طاوس براین نکته گواهند گواه
که تذروی چو تو در شیوهٔ رعنائی نیست
خشت برخشت زوایای جهان گردیدم
منزلی امن تر از گوشهٔ تنهائی نیست
«طالب» از کف ندهد دامن خاک دردوست
به بهشتش مفریبید که هرجائی نیست