تراشه چین دلم دامنم ز لاله پر است
هوای گلشنم از دود آه و ناله پراست
عجب که گل نکند بر لبم هزاران راز
که من چو لاله تنگ ظرفم و پیاله پراست
دمی ز خوردن لخت جگر شکیبم نیست
تمام عمر دهانم از این نواله پراست
خمار تو به چنین بشکنم از این فتوی
کتاب و دفتر و مجموعه و رساله پراست
بنشأ میکنم امروز عهد نو « طالب »
که جام و شیشه ز میهای دیرساله پراست