درکمند وحدتم آزادهٔ چون من کجاست
دولت دیدار را آمادهٔ چون من کجاست
دست بر دل پای در گل دوش زیر بارغم
بیتکلیف یار کارافتادهٔ چون من کجاست
یکزمان بی صحبت مستان نیارم زیستن
رند عاشق،جام والله، بادهٔ چون من کجاست
میکنم از صدق دل تصدیق صدا مرمحال
کذب نافهمیده یکدل سادهٔ چون من کجاست
بیدلم «طالب» ولی بی عشق دلداری نیم
با وجود بیدلی دلدادهٔ چون من کجاست