این دل نشمین مژهٔ اشکبار کیست
زین شمع نیممرده چراغ مزار کیست
پهلو بعرش میزند از همت بلند
این گرد برفلک شده یارب غبار کیست
آهوی کعبه میکندش گرد سر طواف
این صید نیم کشته ندانم شکار کیست
آن غمزه از تغافل و این زخم خندهروی
گوید بصد زبان فصیحم که کار کیست
«طالب» دماغ انجمن از بوی دود سوخت
این برگ لاله لخت دل داغدار کیست