طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۵

بی‌تو بزم شراب بی‌نمک است

نمک خور دو خواب بی‌نمک است

بی شکر خندهٔ توام بمذاق

بیضهٔ آفتاب بی نمک است

بی‌تو بر عکس خواهشم می‌ناب

نمکین و کباب بی نمک است

نمکین است می‌کشی نمکین

همچنان کاحتساب بی‌نمک است

نیم مستان ملاحتی دارند

لیک مست خراب بی‌نمک است

شوخ طبعان رند را بمذاق

دست بخت حجاب بی‌نمک است

خامشی نیست خالی از نمکی

لیک وقت جواب بی‌نمک است

دسترس تا بود بشعلهٔ دل

کف بخت خضاب بی‌نمک است

هر نظر می‌کشان لطف ترا

گرمی آفتاب بی نمک است

نمکین است می‌پرستی لیک

جز بعهد شباب بی نمک است

هم ز شاهد کناره بی‌مزه زشت

هم زمی اجتناب بی‌نمک است

همه خوش کن که بر صحیفهٔ عشق

رقم انتخاب بی نمک است

بی تکلف شب فراق تو مرگ

نمکین است و خواب بی‌نمک است

بزم رنگین کن از جواهر علم

مجلس بی کتاب بی‌نمک است

نبض سیماب نیستی «طالب»

بی‌سبب اضطراب بی‌نمک است