رخت از عرق گل آمیز تر ست
لبت از بوسه بانگیز ترست
پشت شمشیر نگاهی که تراست
از دم تیغ اجل تیز ترست
امتحان شد ز خم گیسوی حور
چین آن طره دلاویز ترست
نمکین تعبیه داری بر لب
کز شکر هم شکر آمیز ترست
تشنهٔ قتلم اشارت فرمای
بهر آن غمزه که خونریز ترست
گر بآلایش ظاهر نروی
شرب از زهد بپرهیز ترست
کوی عشق آب وهوایش «طالب»
از دماغ تو جنون خیز ترست