مستم اینک رقص هر مو بر تنم مستانه است
ترکتاز چاک بر پیراهنم مستانه است
از چمن آشفته میآیم تماشائی که باز
گل فروشیهای جیب و دامنم مستانه است
نرگس نازم گواهم اینکه بردوش نگاه
تیغ مخموری حمایل کردنم مستانه است
میتراود می ز تحریک زبانم در دهان
رقص این گل کرده شاخ سوسنم مستانه است
روح مجنونم برونسر از خمار آباد انس
جوش وحشی آهوان پیرامنم مستانه است
در نشاط آشفته مغزم در مصیبت خوش دماغ
نغمه مخمورانه، اما شیوه نم مستانه است
« طالب » آتش زبانم ساغر معنی بکف
زین سبب شعر تر ناخن زنم مستانه است