طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۱

مراد باغ سخن باخرد پرستان نیست

نثار گوهر من جز بپای مستان نیست

امید برده بمیدان خواهشم ورنی

فراخنای هوس جای تنگدستان نیست

تو از کجا و کجا اوج قدر من هیهات

قرارگاه بلندان مقام پستان نیست

دلی که نوبر اندوه کرد میداند

که خنده را نمک گریه‌های مستان نیست

نواشناش برافتاده ورنه چون «طالب»

بهفت گلشن گردون هزار دستان نیست