دل بذوق نغمهٔ داود مینالد مرا
تار پیراهن چه تار عود مینالد مرا
عود را مینالد از درد درون باری ز بس
درد من بنگر که تار و پود مینالد مرا
با وجود آنکه در اندوه کوه طاقتم
دل ز بس نازک بود از رود میناند مرا
زآن نگه سوراخها در استخوان دارم چونی
ز آن سبب اعضای درد آلود مینالد مرا
«طالب» امشب وای بر همسایه کز درد فراق
مو بمو این جسم غم فرسود مینالد مرا