طالب آملی » دیوان اشعار » مثنویات » شمارهٔ ۶ - در توصیف زن خود گوید

زنی دارم از دودمان اصیل

باندام نازک، بصورت جمیل

پری پیکری رشک حور بهشت

خمیر وجودش ملایک سرشت

نگاری ز سر تا قدم رنگ و بوی

بحسن گل و سنبلش روی و موی

تذرو هما فر و سیمرغ پر

بر حسن او ماده، طاوس نر

نقاب رخش طرهٔ خم بخم

شب و روز از خویش نزدیک هم

چو بر فرش مخمل نماید گذار

بپایش خلد خواب مخمل چو خار

چو لب را بوصفش کنم رهنمون

پری ریزم از شیشهٔ دل برون