طالب آملی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵ - گوشهٔ انزوا

دارم سر آنکه باقی عمر

در خلوت و انزوا نشینم

بر باد دهم ذخیرهٔ جاه

وزخرمن فقر خوشه چینم

بیرون روم از جوار مردم

همسایگی خدا نشینم

در دیده کشم بمیل الماس

آن سرمه که خلق را نبینم