صاحبا از شعف صحت ذات تو دو کون
همه در رقص بتکیف شکون آمدهاند
تا مبارک تنت از درد بیاسود ز شوق
اهل دل غنچهوش از پوست برون آمدهاند
زائران در آتشکدهٔ بیتابی
بطواف حرم صبر و سکون آمدهاند
کفزنان رقصکنان مدحسرایان مستان
بندگان بین که بدرگاه تو چون آمدهاند
همه بیرون شده از بزم چو صفرا بدرنگ
باز گلفام تر از چهرهٔ خون آمدهاند
شاهد دولت ذات تو که جاویدان باد
هردو از یک در توفیق درون آمدهاند
این دومه را بود از یک افق حسن طلوع
واین دوطاوس ز یک بیضه برون آمدهاند