آهوی فیض را نکند بوالهوس شکار
کی شوق عنکبوت کند جز مگس شکار
غیر از نگار ما که ز خوبان ربوده دل
خورشید و ماه را نکند هیچ کس شکار
جز دل که یافت معرفت از آشیان تن
عنقا ندیدهام که کند با قفس شکار
روشن شود به وقت مناجات شمع دل
در کوه طور نیست به غیر از قبس شکار
کوشش به قدر خود کن و امیدوار باش
بیجستجو دچار نگردد به کس شکار
واعظ که میزند ره مردم به گفتگو
این اژدها نگر که کند با نفس شکار
دستار و ریش اگر نفریبد مرید را
آگه شود ز دام ته خار و خس شکار
شیطان مگو مقید آن طوق لعنت است
کان پیرسگ همیشه کند در مرس شکار
مجذوب دل بده به تمنا که هیچ کس
آهوی فیض را نکند با هوس شکار