میرزاده عشقی » دیوان اشعار » هزلیات » شمارهٔ ۶ - قهر کردن مؤتمن الملک

دوش شنیدم که گفت «مؤتمن الملک»

پا نگذارد دگر به ساحت مجلس

گفت «تدین» که ای به گوز مساوات

گفت «مساوات» کای به ریش «مدرس»!